کد مطلب: 170706
مفهوم سعادت و خوشبختي از نگاه امام حسين(ع)
تاریخ انتشار : 1395/07/22 12:21:44
نمایش : 4087
امام حسين(ع) خود صراط مستقيم است و راه سعادت را براي همگان ترسيم مي‌کند، مرگ را مايه خوشبختي مي‌داند، چون مبدأ و معادش را به درستي ترسيم و به اين باور قلبي رسيده که سير زندگي «مِنَ الله» شروع شده و با «الي الله» پايان مي‌پذيرد.












 

به گزارش هفت چشمه به نقل از فارس، از جمله واژه‌هايي که از مفهومي بلند برخوردار، اما در نگاه مردم معناي جالبي ندارد، مفهوم سعادت است. در نگاه اکثر مردم سعادت يعني خوش گذراندن و در رفاه و آسايش غوطه خوردن. و معادل فارسي سعادت همان خوشبختي است و خوشبخت را کسي مي‌دانيم که دنيا به مرادش باشد.

آيا سعادت يعني اينکه دنيا به مراد دلمان بچرخد و بتوانيم اسب مراد را ساليان سال در اين ميدان پر آشوب زندگي به جولان در آوريم؟ در مقابل اگر کسي به لذايذش نرسد و از خوشي‌ها محروم بماند يا از خوشي‌ها کناره گيرد، اين شخص در شقاوت غوطه‌ور است؟ و يا خوشبخت يعني کسي که به خواسته‌هايش در زندگي مي‌رسد و در مقابل بدبخت يعني کسي که به خواسته‌هايش نمي‌رسد؟

اما در منطق قرآن فقر و غناء هر دو امتحان الهي است و نشانه خوشبختي غير از اينهاست. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: «فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَکْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ کَلَّا [فجر17-15] اما انسان هنگامي که خداوند او را براي آزمايش اکرام مي‌کند و نعمت مي‌بخشد (مغرور مي ‏شود و) مي‌گويد: پروردگارم مرا گرامي داشته! و اما هنگام که براي امتحان روزي را بر او تنگ بگيرد مأيوس مي‌شود و مي‌گويد پروردگارم مرا خوار کرده! چنان نيست که شما خيال مي کنيد».

اگر سعادت آن است که اکثر مردم مي‌پندارند به تعبير اميرالمؤمنين (ع): «در آن هنگام که در سايه عيش شاداب غفلت انگيز به دنيا مي‌خنديد و دنيا هم به او لبخند مي‌زد (خنده تمسخر آميز) ناگهان زمانه، خار خود را در او فرو برد و روزگار، قوايش را در هم شکست. عوامل مرگ از نزديک به او نظاره کردند. در اين هنگام اندوهي درون او را فرا گرفت که آن را نمي‌شناخت، اندوهي پنهاني که تا آن لحظات آن را در نيافته بود».

پس چرا مقطوع و ناپايدار است؟ به اين خوشي گذرا و پايان پذير که نمي‌توان دل بست و نام آن را سعادت گذاشت.

سالار شهيدان (ع) زماني مي‌بينند که به حق عمل نمي‌شود و از باطل اجتناب نمي‌ورزند مرگ در راه دفاع از حق و ريشه کن کردن باطل را سعادت مي‌دانند؛ لذا با مرگ سرخ علاوه بر رسيدن به سعادت ابدي، و شکوفا کردن حيات خود، هم دين خدا و هم پيروان اين دين را احياء کردند.

آري سعادت اينگونه معنا مي‌شود؛ يعني گاهي خوشي‌هاي زندگي که هيچ از خود زندگي هم بايد چشم بست تا بتوان به خوشبختي رسبد. اين يک نوع تفسير سعادت بود که در رفتار امام حسين (ع) ظهور پيدا کرد.

حال اگر در زندگي دنيوي بخواهيم خوشبختي را جست‌وجو کنيم بايد براي اين سؤال پاسخي آماده کنيم که «زکجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود... به کجا مي‌روم آخر ننمايي وطنم».

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند: «خداوند رحمت کند کسى که بداند از کجاست و در کجاست و به سوى کجا روان است». کسي که براي اين سؤالات پاسخ داشته باشد زندگي خود را بر اساس همان پاسخ‌ها تنظيم مي‌کند و آنگاه مي‌تواند خوشبختي را درک کند.

کسي که در مکتب قرآن بزرگ شده باشد مي‌داند که مبدأش «إِنَّا لِلَّهِ» است و مقصدش هم «إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» است. لذا امام حسين (ع) که خود صراط مستقيم است و راه سعادت را براي همگان ترسيم مي‌کند براي احياي حق، مرگ را مايه خوشبختي مي‌داند، چون مبدا و معادش را به درستي ترسيم کرده و به اين باور قلبي رسيده که سير زندگي «مِنَ الله» شروع شده است و با «الي الله» پايان مي‌پذيرد.

و اگر بشر توانست خود را به سلامت به مقصد برساند آنگاه مي‌تواند ادعاي سعادت و خوشبختي بکند نه آنکه چند صباحي خوش باشد و بعد هم با اعمال خود دست و پاي خود را ببندد و اسير لذات زود گذز خود باشد.

به تعبير مرحوم ميرفندرسکي: «عقل کشتي، آرزو گرداب و دانش بادبان .... حق تعالي ساحل و عالم همه درياستي»

اگر کسي بتواند کشتي وجود خود را به سلامت و امنيت به ساحل برساند او خوشبخت است، و يکي از درس‌هاي عاشورا هم تفسير سعادت براي طالبان حقيقت است.

انتهاي پيام/ک

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
بخش های سایت
 
http://s5.picofile.com/file/8136790076/shohada.gif
http://s5.picofile.com/file/8136790076/shohada.gif


پیوندها
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/emam3.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/leader.jpg

http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/jahanbin.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/dana.jpg